بابا مجتبیبابا مجتبی، تا این لحظه: 41 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زندگی مازندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

ارمغانِ بهشت

سپر من ... سپر مهربان من ...

پسر جوانی با عجله و هلاک از گرما سریع گذشت و چیزی گفت؛ اول متوجه نشدم اما چند لحظه بعد یادم اومد چی گفته !   گرمت نیست واقعا؟؟   مشکل ما تو این دنیا اینه که یه حرفی تو ذهنمون میاد ؛ یه سوال! اونو میگیم و میریم! و دیگه دنبال جوابش نمیریم ؛ برای همین همیشه به همین شکل برامون می مونه!   خب بله، منم خیلی گرمم بود، چرا، داشتم میپختم توی اون چادر سیاه که حتی اگه خورشید ذره ای گرما به زمین بفرسته چادر من جذبش میکنه، چرا گرمم بود.   اما چرا هنوز مصرّم در پوشیدنش ؟   اولین دلیلم امر خدا در قرآن کریمه ، و امر امر خداست حتی اگر الان دلیلشو ندونم.که میدونم .   ...
1 ارديبهشت 1394

بالاخره خونه پیدا کردیم :)

سلام عزیز دلم خوبی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   من عالیممممممممممممممم , قربون خدا برم ، هرچی ما بی معرفتی می کنیم و بندگیشو نمیکنیم اون خدایی می کنه   امشب با بابایی و مادر جون رفتیم دنبال خونه ، یه آپارتمان دو خوابه پسندیدیم البته 5میلیون گذاشتیم روی پولمون ،  طبقه 6م هست و از بالا هر پنجره ای رو به پارک باز می شه خیلی خوشحالم ، تازه اتاق دومیش رنگش صورتیه و حتی لوسترشم کودکانس! اتاقتون آمادس گل مامان   توکل به خدا همین روزا و احتمالا تا آخر هفته می ریم تا برای زندگیمون آمادش کنیم ، و بقیش دیگه با باباییتون   ان شاالله که اونجا هم مثل اینجا دلمون خوش باشه و مشکلی پیش نیاد &nb...
29 فروردين 1394

برای ایمانمون دعا کن

بنام خالق بخشنده مهربان   سلام فرشته کوچولو   این روزا خیلی سرمون شلوغه ، دلم لک زده برای خواب ظهر!   کم کم موعد تخلیه خونه می رسه ، تصمیم گرفتیم اجاره ندیم و صاحب خونه به اجارش احتیاج داره ، یه مقدار جور کردیم و گذاشتیم روی پولمون اما با همینم خونه گیرمون نیومده هنوز! حدود دو هفتس داریم می گردیم ، امروز صبحم با مامان رفتیم گشتیم یه خونه قدیمی با دوتا اتاق کوچولو یه سالن 3در3 یه اشپزخونه خیلی کوچیک شاید نصف آشپزخونه الانمون میدادن 45!!!   بازم باید بگردیم   برامون دعا کن عزیزم ، برای ایمانمون ...
26 فروردين 1394

بدون عنوان

سلام مامانی چطوری؟؟   امروز خجسته سالروز میلاد با سعادت حضرت مادر سلام الله علیهاست   و البته روز زن روز کادو های خوب خوووووووووووب   البته من کادومو دیروز گرفتم دیروز همراه باباییتون رفتیم به کتاب فروشی مطهری و بابایی به انتخاب خودم برام چنتا کتاب ارزشمند گرفتن که حتما عکساشونو برات می ذارم   امروز تا یکی دو ساعت بعد از اذان مغرب مهمون داشتیم ، عموهای بابایی از تهران تشریف آورده بودن البته خانواده هاشون نبودن ، و عمه مریم جون عزیز، پدر جونم البته بودن ، مادر جونم جاشون سبز بود که چند روزیه همراه عمه مرضیه (عمه جناب عالی ) رفتن قم   البته مهمون حبیب خداس...
21 فروردين 1394

سوغات امام رضا علیه السلام

سلام عزیز دلم الوعده وفا   قول داده بودم عکس سوغاتیای مشهدتو برات بذارم   این لباسه رو وقتی داشتم میرفتم حرم چشم خورد بهش ، البته صورتیش رو بود خیلی رنگش قشنگ بود، تصمیم گرفتم بخرمش ، توی راه برگشت بابایی و دوستشون رفتن ناهار بگیرن منم دست خانم دوست بابایی رو گرفتم و بردمش تو مغازه و برات این لباسو خریدم  البته قرمزشو خریدم که اگرم پسر شدی بتونی بپوشی قربونت برم                                               ...
16 فروردين 1394

14 فروردین

سلام عزیز دلم حالت چطوره؟؟ خوبی الحمدلله ؟؟ معلومه که خوبی ، مگه بهشت خدا هم می شه به کسی بد بگذره!   این روزا بیشتر از همیشه کمبودتو حس می کنم! دلتنگتم فرشته ی کوچولو   امروز 14 فروردینه و از فردا دوباره کلاسام شروع می شه . منم این دو هفته کلی درگیر صله رحم بودم نتونستم به کارای دانشگاه برسم! الان موندم چیکار کنم! گفتم امروز کارمو انجام بدم که دوباره برا شب دعوتیم خونه مادرجون!   باید تو عید برنامه ادیوس رو یاد میگرفتیم که فردا دست پر بریم سر کلاس ، اما من نرسیدم! کلا این هفته فوق العاده درگیرم! خدا بخیر بگذرونه!   الانم که رسیدم در خدمتتون باشم بخاطر اینه که مجبور شدم برنامه...
14 فروردين 1394

بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت که در مقام رضا باش و از قضا مگریز

امشب داشتیم با بابایی میرفتیم هیئت ، دلم حافظ می خواست برای همین کتاب حافظی که داشتم میخوندم رو همراهم بردم تو راه داشتم می خوندم ، به بابایی گفتم یه فاتحه بفرسته یه صفحه رو باز کنم ، راستش شیطنت کردم و خودمم نیت کردم ... دیدم غزل یه جوریه!   با کلی اصرار از زیر زبون بابایی کشیدم که نیتش شما بودی فرشته کوچولوی من ، دقیقا نیت من   حالا فال رو ببین   اصلا باور کن صد بار خوندمش!   دلم ربوده لولی‌ وشی ست شورانگیز   دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز   فدای پیرهن چاک ماه رویان باد   هزار جامه...
4 فروردين 1394